یکی از مسائلی که ذهن خیلی از آدمها را در دورههای مختلف به خود مشغول کرده، کیفیتِ «چگونه زیستن» است. از متفکران و فیلسوفان گرفته تا مردم عادی در پی یافتن جواب این سؤال بودهاند که این عمر کوتاه را باید چگونه سپری کرد؟ بهآسانی نمیتوان معیاری برای انتخاب کارهای مهمی که انجامدادنشان در دورهی کوتاه زندگی ضرورت دارد، برگزید. داشتن ارزشهای محوری در زندگی به ما کمک میکند تا از این سردرگمی نجات پیدا کنیم.
یکی از چالشهایی که بسیاری از ما در سنین جوانی با آن دستوپنجه نرم کردهایم، شناسایی همین ارزشها و اولویتهای اصلی و اساسی زندگیمان است که برای «خودمان» اهمیت داشته باشد. با پایبندی به ارزشها، راه رسیدن به آرامش و سعادت برای ما هموار میشود. اما چگونه باید اصول زندگی دلخواهمان را شناسایی کنیم؟

زندگی بدون قائلبودن به ارزشهای مشخص، مانند حرکت در کشتی بدون مقصدی است که باد آن را به هر سو میبرد. استیو اسکات و بری داونپورت در کتاب «هرس ذهن» فرایندی شش مرحلهای برای انتخاب ارزشها ارائه میکنند که در ادامه آن را با هم مرور میکنیم.
- به مفاهیم ارزشیای که میشناسید فکر کنید. میتوانید فهرست این کلمات را در اینترنت جستوجو کرده و به معنایی که هرکدام برایتان دارند توجه کنید؛ کلماتی مانند توانایی، بینقصی، استقلال، روشنفکری، لذتجویی، دانش، عشق، ذهنآگاهی، زیبایی، اعتبار، پویایی، خوداتکایی، نشاط و صدها مفهوم دیگر. هر کلمهای را که حس میکنید در زندگی شخصیتان اهمیت دارد یا دوست دارید در زندگیتان پررنگ باشد، یادداشت کنید.

- سپس با مرور دوبارهی فهرست، بهسراغ ارزشهایی بروید که در زندگی شغلی برایتان اهمیت دارد.
- بعد از آن برای هر دو فهرست، دو فهرست پنج یا ششتایی تهیه و ارزشهایی که بهنظرتان مهمترند را از بقیه جدا کنید.
- روی ارزشهایی که مشخص کردهاید، فکر کنید. زیر هرکدام بنویسید که تا چه حد در زندگیتان تا به الان آن ارزش جریان داشته یا حتی مسیر را برخلاف آن طی کردهاید. زندگیتان را بر مبنای ارزشها موردمحاسبه قرار دهید.
- حالا به کارهایی فکر کنید که میتوانید با انجام آنها تعارض میان زندگی فعلی خود با ارزشهایتان را رفع کنید. بهدنبال راهحلهایی باشید که قطار زندگیتان را بهسمت ارزشهای خود هدایت کند.
- بار دیگر به فهرستی که تهیه کردهاید نگاه کنید و کنار فعالیتهایی که در موقعیت فعلی یا در آیندهی نزدیک امکانپذیر است علامت بزنید. هرچه این کارها بیشتر قابلاندازهگیری و مدیریت باشند، تأثیر بهتری در روند شما خواهند داشت؛ پس سعی کنید این ارزشهای اصلی زندگیتان را به کارهای کوچک روزمره تبدیل کنید.

این کارهای کوچکِ برآمده از ارزشها ممکن است مطالعهی روزانهی نیمساعت کتاب در حوزهی موردعلاقه یا تحصیلیتان باشد. این عمل با گذشت زمانی طولانی باعث رشد ذهنی و علمی شده و پس از آن شما را تبدیل به فردی متخصص میکند و زندگی موفقی در راستای ارزش «کسب دانش» برایتان به ارمغان میآورد.
پس از مشخصشدن ارزشهای زندگی، یافتن اولویتها سادهتر میشود. وقتی اولویتهایمان را بدانیم، خواهیم دانست که چطور میخواهیم وقت، انرژی و پولمان را صرف کنیم. در زندگی با خرجهای ناآگاهانه زیادی در وادیهای مختلف مواجهایم که بیتوجهی به آنها باعث میشود احساس عذابوجدان و پوچی به سراغمان بیاید.

باید دربارهی حوزههای اصلی زندگی، یعنی کار، خانواده، تفریح، سلامت، رشد شخصیتی و…، رویکرد مشخصی داشته باشیم و بر اساس اولویتهای شخصی آنها را درجهبندی کنیم. باید مشخص کنیم که در زندگی شخصیمان کدامیک اهمیت بیشتری دارد و دست به تغیراتی بزنیم تا این اولویتبندی را در زندگی خود لحاظ کنیم.
اگر معاشرت از ارزشهای محوری زندگی ما باشد و ایجاد ارتباط اجتماعی و داشتن تفریح از اولویتهای زندگیمان، ابتدا باید جایگاه آن را در زندگی فعلی خود بسنجیم. ممکن است با وجود اهمیتی که این مسئله برای ما دارد، در طول یک هفته هیچ ارتباطی با دوستان خود برقرار نکنیم. از قدمهای کوچک شروع کنید. مثلاً تصمیم بگیرید هر هفته با دوستانتان کمی بیشتر وقت بگذرانید تا به زمان دلخواه و موردنظرتان برسید. با این کار ممکن است انجام یک کار دیگر از برنامهی شما خارج شود؛ اما به زندگی بر اساس ارزشها و اولویتها میارزد!
منبع: کتاب «هرس ذهن»، اثر استیو اسکات و بری دانپورت، ترجمهی صدف حکیمیزاده، انتشارات آموخته.